تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفانیست.....
تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست........
تنهایی را دوست دارم زیرا تجربه کردم........
تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست................
تنهایی را دوست دارم زیرا.......................
در کلبه تنهایی در انتظار خواهم گریست و انتظار کشیدنم را
پنهان خواهم کرد......
خدایا گناه من به حدی است که از آن بزرگتر فقط کرم توست
وقتی کرم ترا یاد می آورم،دلم شاد می شود وقتی گناهان خود
یاد می آورم به چشمم اشک می آیدو خجل می شوم.
جان می دهم به گوشه زندان سرنوشت
سر را به تازیانه او خم نمی کنم
افسوس بر دو روزه هستی نمی خورم
زاری بر این سراچه ماتم نمی کنم
با تازیانه های گرانبار جانگداز
پندارد آن که روح مرا رام کرده است
جان سختی ام نگر٬که فریبم نداده است
این بندگی٬که زندگی اش نام کرده است.

می شنوی
این زمزمه دلتنگ از خیالی دور را .......
این صدای بم محزون این کسی که چون من غریبانه وبس دلگیر می نالد!
نمی دانم! شاید از او که رفت از او که شد و باز نیامد از دل مشغولی های
من و تو میخواند از او که خاکستر سرخ خاطره ها را
بر هم می زند و اینگونه می خواند
" بی تو خاکسرم"
وقتی نقاب محور یک رنگ بودن است
معیار مهر ورزیمان سنگ بودن است
دیگر چه جای دلخوشی و عشقبازی است
اصلا کدام احمق از این عشق راضی است
این عشق نیست فاجعه ی قرن اهن است
من بودنی که عاقبتش نیست بودن است
اگر آن شب نگاه نمی کردی اگر در آن شب تاریک بر این تنهاتر از تنهایی چشمک نمی زدی اگر در اولین حرفم باورم نمی کردی اگر نمی ماندی ومی رفتی من دیگر این که هستم نبودم.
لحظه ای که سال تحول می شه....تنها لحظه ایه که بی منت به من لبخند میزنی....کاش هر ثانیه برای من سال تحویل باشه تا لبخند همیشه مهمون لبهات بمونه..........
یادم باشد جواب دورنگی را با کمتر از صداقت ندهم یادم باشد در برابر فریادها سکوت کنم وبرای سیاهی هانور بپاشم یادم باشد سنگ خیلی تنهاست.......................... یادم باشد.
درود بر تمام عاشقانی که راه عشق را پیمودند وعشق را در سینه حبس کردند و حرمت آنرا نگه داشتند............. درود بر تمام عاشقانی که عشق را فهمیدند واز عشق به زیباییها (عشق خدایی) رسیدند کسی هم که به عشق خدایی برسد دیگر عشق های دنیایی براش سر سوزنی زیبا نیست